يه آينه يه آسمون يه دريا
براي ما وسعت آسمون بود
روزنه ي روشن كهكشون بود
نگاش پر از جاذبه ي ستاره
لحن صداش رسا و مهربون بود
باغ دلش هيچ گلي رو كم نداشت
عاشق لاله هاي واژگون بود
با تپش پنجره نسبتي داشت
رايحه ي نسيم بي نشون بود
كرخه ي توفنده ي پُر نلاطم
هيبت پُرشكوه بيستون بود
يه باغ پُر درخت سايه گستر
يه سرپناه يه سقف و سايبون بود
يه آينه يه آسمون يه دريا
زمزمه ي بهار بي خزون بود
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 14:43 توسط سالم پوراحمد
|
تمام مطالب وبلاگ متعلق به نویسنده